تقدیم به تو
کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند
بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند
چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران که می بارد شما را تر کند

شب عاشقان بی دل ، چه شبی دراز باشد
وقتی روز شمار بندگی را ورق میزنی الطاف رحمت ایزدی را در لابه لای روزها میبینی بعضی از ماهها شور و حال دیگری دارند . اصلا رنگ و بوی خدا در آنها نمایانتر است ....
خدایا!
چگونه میشود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم . . .
چگونه؟ !
ای الهه ناز! با همه نیاز، به درگاه تو آمدهام تا قلم عفو بر دریای گناهانم بكشی كه با دیدگانی پاك به زیارت امام زمانم برسم .
ای محرم راز! با دل پر سوز و گداز، آمدهام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم كه مگر سالك راه تو شوم .
ای خدای بی نیاز! با عطش و عشق و نیاز آمدهام تا به حق بهترین بندگانت، به حق سید رسولانت و به حق نالههای عصمت عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا خدایی شویم ....
orumie


این دوتا عکس از غروب آفتاب دریاچه ارومیه ست!! خییییلی خوشگله
kandavan

اوم، کندوان یه روستا بین ارومیه و تبریزه که مردمش دل کوه و کندن و توش خونه ساختن! خونه های کله قندی![]()
Vila dare

اینجا دقیقا نمی دونم کجاست
ولی فکر کنم یه روستا نزدیک سرعینه! خیلیم قشنگ نیستا! این عکسه قشنگ شده فقط![]()
Ardebil

اینجام دریاچه ی شورابیل تو اردبیله. که البته دریاچش معلوم نیس
Rasht

اینم رشته دیگه! تو جاده ترافیک بود، منم که بی کار......
همشو خودم گرفتمااااا![]()
آرامشم را بوق های ممتد در خیابان شکست.
مرا حرامزاده نامیدند و پارچه ای روی سرم کشیدند تا "تو" تحریک نشوی ! وقتی گفتم پاکم مرا دروغ گو خواندند.
خواستم دست از زندگی بکشم گفتند از ترس آبرو بود.
خندیدم و به من گفتند اغواگر !
حرف زدم گفتند خفه شو !
همجنس هایم بیمار می شوند و آزرده تا تو به کام برسی !
گفتند شکر کن به آزادی ات !
خدایا شکرت من یک دختر ایرانی آزادم !!